سفارش تبلیغ
صبا

حقایق تاریخ باستان
حقایقی کمتر شنیده شده درباره تاریخ ایران باستان
قالب وبلاگ

پرسش از موبد اردشیر خورشیدیان، رئیس انجمن موبدان تهران : « خیلی ها اعتقاد دارند که کتاب های قدیمی دینی و مذهبی در طول تاریخ از بین رفته است و پیشوایان دینی در طول تاریخ اصول دین را تحریف کرده اند و در کتاب اصلی دین های قدیم در طول تاریخ دست برده شده و بسیاری از آیات عوض شده یا دست خورده و امروز دیگر قابل اعتماد نیستند. آیا به عقیده ی شما این افراد درست می گویند ؟! »

پاسخ از موبد اردشیر خورشیدیان:

البته من در مورد همه ی کتاب های دینی و مذهبی موجود در جهان نمی توانم داوری کنم و قصد هم ندارم و به خود اجازه نمی دهم که خدای ناکرده به کسی یا گروهی توهین کنم یا کتابی که مورد قبول و پذیرش گروهی از مردم جهان است و آن را کتاب آسمانی خود می دانند، زیر سوال ببرم. ولی در مورد گاتاها کتاب آسمانی ما زرتشتیان که می دانم و تخصص من است، با کمال اطمینان و به طور صد در صد می گویم که این مورد که مطرح فرمودید، به هیچ وحه نمی تواند درست باشد و سخن آگاهان و دانایان نیست. بنا به دلائل زیر، کتاب آسمانی ما زرتشتیان، گاتاها تمام و کمال به جا مانده و ذره ای از آن از بین نرفته و تحریف نشده است.

پاسخ ما به موبد اردشیر خورشیدیان :

1. بحث علمی و منصفانه پیرامون حجیّت کتاب های دینی به معنی توهین نیست.
2. بسیاری از آگاهان و دانایان، حجیّت گاتها را رد کرده اند و مابقی آنان نیز دلیلی برای انتساب گاتها به زرتشت نیافتند و نگاهشان به گاتها صرفاً به عنوان یک متن کهن بوده و هست.
3. مقالاتی ارائه شد که ثابت می کند که نه تنها صد در صد گاتها باقی نمانده ، بلکه اکثر گاتها در گذر زمان از بین رفته و حتی گاتها دچار اضافاتی هم شده است و از طرفی دلیلی برای انتساب گاتهای امروزی به زرتشت وجود ندارد.[1] با این حال دلایل موبد گرامی بررسی می شود.

دلایل موبد اردشیر خورشیدیان بر اعتبار و حجیّت گاتها :

1. شوربختانه بسیاری از پیروان تمام مذاهب جهان از جمله برخی از زرتشتیان، فکر می کنیم که تنها دین ما بر حق است، تنها کیش ما کامل است، هر کس که پیرو دین ما باشد در جهان پیروز است و خداوند یار و یاور اوست، و تنها پیروان پیامبر ما به بهشت میروند و سایر آدم های جهان دوزخی هستند و از این قبیل... در حالی که پیامبران، رسولان خدا بوده اند و همه ی آمده اند که آدم را به خدا نزدیک کنند، نه به خودشان به عبارت دیگر « پیامبر وسیله اند نه هدف ». و برای همین هم همه ی پیامبران خود را پیامبر یا رسول نامیده اند. پس از نظر دینداری هرکس که به اصول ادیان خدایی یعنی یکتاپرستی و پیامبری و جهان مینوی باور داشته باشد و اندیشه و گفتار و کردارش نیک باشد و راه راستی و پاکی را برگزیند و عادل باشد و در یک کلام کوشش کند به خدا نزدیک شود این فرد دین دار است و خدا او را دوست دارد و در بهشت برین جایش میدهد. شاعران ما نیز این حقیقت را درک کرده و فرموده اند که: «عبادت به جز خدمت خلق نیست». یا «مقصود کعبه و بتخانه بهانه» و یا «جنگ هفتاد دو دو ملت را عذر بنه – چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند» و غیره.

2. بسیاری از پیروان مذاهب گوناگون کوشش میکنند که تنها با « دید خود » دنیا را دیده و بررسی کنند. و چون اغلب مخاطب آنها ، پیروان همان مذهب هستند و موضوعی را که به نظرشان می رسد، به طور یک طرفه مطرح میکنند و به بحث نمی گذارند، این گونه به نظر می رسد که هرچه می گویند یا می نویسند حقیقت محض است و به اصطلاح چون تنها به قاضی میروند ( یا قاضی طرفدار خود دارند ) پیروز بیرون می آیند.

پاسخ ما به دلایل اول و دوم موبد خورشیدیان: 

روشن است که این دو سخن ایشان هیچ ارتباطی با « مصونیت گاتها از تحریف » و یا « اعتبار و حجّیت گاتها » ندارد. گرچه همین گفتار ایشان نیز جای بحث دارد ، هم در متن گاتها و هم در سایر بخش های اوستا خلاف این سخنان را مشاهده می کنیم که البته در حال حاضر خارج از حیطه ی بحث است. در مجموع به نظر می رسد که موبد گرانقدر تلاش کرده اند تا از حربه های تبلیغاتی خاص خود استفاده نمایند، به این صورت که با بیان سخنان بی ارتباط با موضوع و قرار دادن آن تحت شمارگان یک و دو در لیست دلایل، بر مخاطبین چنین القا کنند که دلایل ما زرتشتیان برای انتساب گاتها به زرتشت زیاد است.

3. تمام بخش های اوستا به خاطر زبان و فرهنگ که بر آن حاکم است، کاملا از یکدیگر جدا پذیر است. مانند اینکه همین اکنون بیایید و مطالب کتاب آلمانی و انگلیسی و فرانسوی و ایتالیایی را با هم مخلوط کنید. درست است که این زبان ها همه ریشه ی لاتین که خود زیر مجموعه ی زبان سانسکریت است دارند، ولی هر زبان شناسی به راحتی میتواند آن ها را از یکدیگر تفکیک کند. از نظر مفاهیم هم بخش های اوستا با هم فرق دارد. مثلا شما بیایید و به طور عمدی اشعار حافظ و فردوسی و مولانا را در یک کتاب به طور مخلوط و درهم بنویسید و چنان تنظیم کنید که معنی خوب و درستی هم بدهد. حتی یک فرد ایرانی که با باورها و سبک اشعار این شعرا آشنا باشد میتواند به سادگی این اشعار را از هم جدا کند. چه برسد به شعر شناسان یا کارشناسان شعر پارسی که به صورت بسیار دقیق خواهند فهمید که این کتاب قلابی است و خواهند توانست نظام نکات تاریک را به شما توضیح دهند. هر شاعر یا نویسنده سبک و روشی دارد و از نظر کارشناسی مطالبی را باور دارد و می خواهد به مخاطب خود بیان کند و کسانی که با او آشنایی کارشناسی داشته باشند، میتوانند به سادگی بفهمند و نظریات او را جدا نمایند. در ضمن در گذر تاریخ بحث های مختلف اوستا همیشه از هم جدا بوده و در همه ی جای اوستا، گاتاها به عنوان پیام اشو زرتشت ستایش شده است. و روی همین اصول دانشمندان اوستاشناس با دلایل و برهانی قاطع که مورد پذیرش همه ی دانشمندان دین شناس است ، گاتاها را از بخش های دیگر اوستا و به ویژه یسنا که زبان فرهنگ آن بسیار نزدیک به گاتاها هست، جدا کرده و ثابت کرده اند که تمام مطالب گاتاها که از خود پیامبر میباشد؛ نه تنها دست نخورده، بلکه دقیق و کامل به جای مانده است.

پاسخ ما به دلیل سوم موبد خورشیدیان :

1. اگر بخش های اوستا به خاطر زبان و فرهنگ حاکم بر آن از یکدیگر کاملاً جداپذیر است، پس چرا بزرگترین موبدان زرتشتی در گذر تاریخ نتوانستند تفاوت اهونور ( Ahunavar ) را با گاتهای امروزی را تشخیص دهند ؟ چگونه نتوانستند تفاوت هپتین هایتی ( Haptan Hayti ) ، ایریما ایشیو  ( Airyema ishyo ) ، ینگهه هاتام ( yenhe hatam ) ، ستئوت یسن ( staota yesny ) و ... را با گاتهای اصلی تشخیص دهند؟ این متون صدها و هزاران سال جزو گاتها بود! [2]
2. بر اساس منابع تاریخی ، روشن است که بخش عظیمی از گاتها در گذر تاریخ از بین رفت. سخن موبد خورشیدیان چیزی از این مسئله نمی کاهد. یعنی سخن ایشان ارتباطی با کاسته شدن اکثر سروده ها و مفاد گاتها ندارد.[3]
3. چه بسا اصل گاتها سروده های یک گروه خاص در تاریخ و نزدیک به عصر زرتشت بوده باشد، همان گونه که امروزه بسیاری از اساتید اوستاشناس چنین معتقدند. در این صورت استدلال موبد خورشیدیان در رابطه با اختلاط اشعار و یا زبان های گوناگون، بی معنی خواهد بود. یعنی گروهی یا شخصی این سروده ها را سرودند. و دیگران هم فرضاً نتوانستند از آن تقلید و شبیه سازی نمایند. پس سخن ایشان ارتباطی به هدفشان از طرح این مسائل ندارد.
4. گذشته از اینکه چه بسا کسی یا کسانی زبانی بیگانه را بیاموزند و به همان زبان و شبیه به ادیبان همان سرزمین متنی بسرایند و بنویسند و پس از مدتی به دلیل از بین رفتن زبان مذکور، تشخیص جزئیات ادبی زبانوران غیرممکن شود. همین مسئله در باره ی گاتها رخ داده است. اگر کسی یا کسانی اشعاری به گاتها افزوده باشند، این امر تا حد زیادی غیرقابل تشخیص است. چون امروزه اوستاشناسان در اصل ترجمه لغوی واژگان و عبارات گاتها دچار اختلاف نظر بسیار هستند، تا چه رسد به اختلاف در جزئیات ادبی.
5. آنچه ایشان درباره ی اشعار به زبان پارسی گفتند نیز از همین قرار است. امروزه چون زبان پارسی کاربرد دارد، امکان تشخیص لحن ها و گویش ها و نوع ادبیات کاربران این زبان هم تا حدی ممکن است. اما اگر زبان پارسی از بین برود، دانشمندان در هزاران سال آینده چگونه تشخیص خواهند داد که فلان متن که معنی لغوی آن هم به درستی روشن نیست، یقیناً مربوط به فلان شخص است؟ در حالیکه در گاتها همواره زرتشت به صورت سوم شخص مفرد بیان شده است و همچنین هیچ متن مشخصی در جهان وجود ندارد که بتوان یقیناً آن را به زرتشت نسبت داد. زبان شناسان نیز از راه مقایسه متون احتمالی با متون یقینی می توانند از احتمالات به یقینیات برسند. در حالیکه امروزه هیچ متنی وجود ندارد که یقیناً منسوب به زرتشت باشد. پس نمی توان با استفاده از لحن و ادبیات و نوع گفتار، گاتها را به زرتشت نسبت داد چون لحن و نوع ادبیات گفتاری زرتشت بر هیچ کس روشن نیست! برخلاف دیوان حافظ یا سعدی که بسیاری از ابیاتش نسبتاً اختلافی در آن نیست و برخی دیگر احتمالی و ظنّی هستند. پس قیاس گاتها به متون شعری پارسی که امروزه وجود دارد قیاسی مع الفارق است .
6. ایشان ستوده شدن گاتها توسط اوستا – در واقع نویسندگان اوستا – را دلیلی بر اعتبار گاتها گرفته اند! خوب اگر چنین است چرا ستوده شدن وندیداد توسط اوستا را دلیل بر اعتبار وندیداد نمی دانند ؟؟؟ ضمناً موبد کورش نیکنام، نویسندگان وندیداد که کاتبان اوستا هم بودند، را دروغگو و دشمن زرتشت می دانند.[4] چگونه است که موبد خورشیدیان سخن نویسندگان اوستا را حجت خود قرار داده اند؟   
7. در سخن ایشان ، دلیلی برای انتساب گاتها به زرتشت وجود ندارد و صرفاً با کلمات بازی کرده اند و چند مورد قیاس مع الفارق نیز انجام داده اند. لیکن در پایان فرمودند دانشمندان اوستا شناس گواهی داده اند که گاتها سخنان خود پیامبر است! ما از ایشان می پرسیم منظورتان به کدام دانشمند است ؟؟؟ و بر اساس کدامین دلیل ؟؟؟ نکته قابل توجه این است که ما بر اساس دلایلی فراوان ثابت کردیم که گاتها شدیداً دچار زیاده و نقصان شده است و از طرفی هیچ دلیل علمی و عقلی برای انتساب گاتها به زرتشت وجود ندارد. همچنین دانشمندان اوستاشناس زیادی انتساب گاتها به زرتشت را رد کرده اند.[5] و البته برخی نیز تنها و تنها به ادعای موبدان اکتفا نمودند و بیشتر وقت خود را به کشف معانی و ریشه های واژگان گاتها اختصاص دادند. امروزه اکثر قریب به اتفاق دانشمندان اوستاشناس ، گاتها را صرفاً به عنوان یک متن کهن خاوری در نظر دارند نه سخنان زرتشت. و باز هم تأکید می شود که برای انتساب گاتها به زرتشت هیچ دلیل علمی و عقلی تا به حال ارائه نگردیده است. 
8. اگر این دلیل قابل قبول باشد، ما هم می گوییم چون بخش های دیگر اوستا با گاتها متمایز و قابل تفکیک هستند، آن قسمت ها نیز معتبرند و باید پاسخگوی ایرادات آنها باشید.

4. گاتاها با خطی نوشته شده که خط دین دبیره نامیده میشد، خطی که هنوز هم میتوان ادعا کرد که کاملترین خط جهان است. این خط چهل و چهار حرف دارد و زیر و بم آن مانند نت موسیقی ضرب دارد. به گونه ای که دیکته ندارد و هرچه میگویید، میتوانید با این خط به طور کامل و دقیق بنویسید، این خط به گونه ای گاتاها را تنظیم کرده که موبدی که امروز آیات گاتاها را تلاوت میکند، همان تلفظی را دارد که پیامبر داشته و این یکی از بهترین شگردهایی بوده که پدران دور اندیش ما به کار برده اند. خطی که مانند نت موسیقی است و هرکس در هر جای دنیا برحسب آن نت، آن موسیقی را بنوازد. همان آوایی از ساز بیرون می اید که منظور سازنده ی آن آهنگ بوده است.

پاسخ ما به دلیل چهارم موبد خورشیدیان :

1. روشن است که « دین دبیره » یا همان خط نوشتاری اوستا ، کامل ترین خط جهان نیست. بلکه نواقص و ایراداتی دارد.[6] و به فرض که سخن ایشان را قبول کنیم ، ایشان فرمودند کمتر کسی می توانسته تلفظ را عوض کند. پس یعنی اندکی کسانی بوده اند که بتوانند تلفظ عبارات آن را تغییر دهند!
2. این سخن ایشان در مجموع دالّ بر « مصونیت گاتها از تحریف » و « اعتبار و حجیت گاتها » نیست. چه اینکه روشن است اگر گاتها سال ها پس از زرتشت و توسط گروهی یا شخصی سروده شده باشد، نوشته شدن آن پس از صدها و هزاران سال با یک خط خاص، به معنی تحریف نشدن یا اعتبار داشتن آن نیست. نوشته شدن اوستا با خط دین دبیره در عصر ساسانیان و در بهترین حالت در عصر اشکانیان رخ داد. پس تکلیف آن قبل از کتابت چیست؟ یعنی چه بسا گاتها از زمان سروده شدن تا مکتوب شدن مورد تحریف قرار گرفته باشد. و همچنین اصل سروده شدن آن توسط شخص زرتشت نامعلوم و بی دلیل مانده است. گذشته از اینکه موبد کورش نیکنام، مروّجین وندیداد که همان مکتوب کنندگان گاتها بودند را مغان مادی و دشمنان واقعی زرتشت نامید. پس نوشته شدن گاتها پس از صدها و هزاران سال آن هم توسط عده ای از دشمنان زرتشت نه تنها نشانه ی اعتبار گاتها نیست بلکه نشانه ای بر بی اعتباری این کتاب است.[7]

5. مطالب کتاب گاتاها بسیار کلی است که هدف آن انسان سازی یا دینی و وجدان ساز است. مطالبی که همیشه است و زمان و مکان بر روی آن تاثیر ندارد و نمی تواند جز به آنچه که منظور اشو زرتشت بوده، تفسیر و تعبیر گردد و در گاتاها به هیچ سنن و آداب ویژه ای هم اشاره نشده است یا از روش ویژه ی زندگی سخن نگفته است که در گذر زمان تغییر کند یا نیاز به تغییر آن باشد. گاتاها، حاوی چهار چوبی کلی و زندگی ساز است که همیشه مورد پذیرش بوده و هست و مطالبی نداشته که بخواهد آن را عوض کنند.

پاسخ ما به دلیل پنجم موبد خورشیدیان :

1. آیا هر چیز که کلی است، مصون از تحریف است ؟ آیا هر چیز که کلّی و البته مبهم است منسوب به زرتشت است ؟؟؟ از کجا معلوم که همین کلیات از سوی کسانی دیگر نبوده باشد؟
2. خاصیت کلّی بودن یک نوشته این است که زمان و مکان در مصادیق آن تغییر ایجاد می کنند و چه بسا در برهه ای دیگر از زمان دقیقاً خلاف منظور گوینده تعبیر گردد. چون کلّیات همواره با چندگانه پنداری مصداقی و حتی ابهام در معنا همراه است.
3. گذشته ازاینکه بسیاری از بخش های گاتها به هیچ روی کلی نیست ! اگر به ترجمه های آکادمیک و دانش محور اوستاشناسانی چون پروفسور ژان کلنز ( Jean Kellens ) و پروفسور پرودز اکتور شروو ( Prods Oktor Skjaervo ) و ... توجه کنیم، می فهمیم که بخش هایی فراوان از گاتها مربوط به نوع برخورد با گاو و کیفیت اجرای مراسم دینی است. 

6. درست است که اکنون در دانشگاه های بزرگ جهان بر حسب اصول زبان شناسی، به سادگی می توان گاتاها را درک و ترجمه نمایند، ولی در دوران کوروش و داریوش هم مردم ایران به این زبان سخن نمی گفتند و تاکنون هیچ کتبیه و هیچ کتاب دیگری به این زبان در دنیا کشف نشده است که ما بتوانیم به آن استناد کنیم یا کسی بتواند متنی به اشعار گاتاها بیافزاید.

پاسخ ما به دلیل ششم موبد خورشیدیان :

1. ایشان به « اصول زبان شناسی در دانشگاه های بزرگ جهان » اشاره کردند، لیکن برای ما جای سؤال است که آیا ایشان و همفکرانشان حاضر هستند که به نتیجه ی ده ها سال پژوهش دانشمندانی چون ژان کلنز ( استاد اوستاشناس و عضو هیئت علمی دانشگاه کلژ دو فرانس ) و پرودز اکتور شروو ( استاد زبان های باستانی ایرانی در دانشگاه هاروارد ایالات متحده ) و ده ها نفر دیگر توجه کنند؟ آیا حاضرند این اصول علمی زبان شناسی در نقد گاتها و نفی انتساب گاتها به زرتشت بپذیرند؟ آیا حاضرند ترجمه های واقعی و علمی گاتها را بر اساس همین اصول زبان شناسی بپذیرند ؟؟؟
2. این سخن که در زمان هخامنشیان هیچ کس به گویش گاتهایی سخن نمی گفت، خود می تواند دلیلی باشد بر بی اعتباری گاتها. چگونه است که در زمان هخامنشیان عبارات و کلمات پرکاربرد که همگان آن را می فهمیدند، دستخوش تغییر و واژگونی لفظی شد؟ اما عبارات و سروده هایی سنگین و غیرقابل فهم سالم ماندند ؟؟؟ بهتر است بدانیم به گفته ی موبد فیروز آذرگشسب، واژه ی مزدا اهوره در زمان هخامنشیان به صورت هرمزد درآمد ! یعنی ذهن یک ملت نتوانست نام خداوند را به صورت درست حفظ کند، به راستی چگونه می توان باور داشت که سخنانی غیرقابل فهم و سنگین، بدون تغییر مانده باشد؟[8]
3. گذشته از اینکه ممکن است برخی از کاهنان ( به قول موبد کورش نیکنام ، مغان مادی ) زبان گاتهایی را در گذر زمان آموخته بوده باشند و به نسل های پس از خود یاد داده باشند و در گذر زمان، آنچه خواستند افزوده و کاسته باشند. و چون مردم آن زبان را نمی دانستند همه ی این امور از چشم ملت مخفی ماند...

پی نوشت :

[1]. مقالات گذشته

[2]. نگاه کنید به مقاله : اخراجی های گاتها !

[3].  نگاه کنید به مقاله : حذف بخش عظیمی از گاتها در گذر تاریخ

[4]. نگاه کنید به مقاله : نقدی بر کتابت گاتها ؛ وقتی اهریمن سخنان اهورامزدا را نوشت!

[5]. مقاله نظرات دانشمندان : گاتها ربطی به گاتها ندارد ...

[6]. نگاه کنید به مقاله : بزرگنمایی در ارزش خط اوستایی

[7]. نگاه کنید به مقاله : نقدی بر کتابت گاتها ؛ وقتی اهریمن سخنان اهورامزدا را نوشت!

[8]. نگاه کنید به مقاله : حذف بخش عظیمی از گاتها در گذر تاریخ ، فقره 2

 

ادامه : نقدی بر سخنان موبد خورشیدیان درباره ی اعتبار گاتها (2)


[ شنبه 93/3/24 ] [ 5:54 عصر ] [ سیاوش امیرشاهی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

به نام خداوندگار ، سرزمینمان ایران نقاط تاریک و روشن فراوانی دارد. آنچه ما در این وبلاگ در پی آن هستیم بیان حقایقی است که کمتر بدان پرداخته شده است. فراموش نکنیم که شناخت درست گذشته چراغ راه آینده است. نباید خود را فریب داد. حقیقت را باید گفت گرچه بر ضرر ما باشد.
امکانات وب