سفارش تبلیغ
سرور اختصاصی
سرور اختصاصی

حقایق تاریخ باستان
حقایقی کمتر شنیده شده درباره تاریخ ایران باستان
قالب وبلاگ

پوراندخت و آزرمیدخت هر دو دختران خسرو پرویز ساسانی بودند که به شاهی رسیدند. اما سلطنت تشریفاتی و کوتاه‌مدت این دو زن که آلت دست صاحبان نفوذ و قدرت شده بودند، به این دلیل بوده که تمام مردان نسل شاهی در نزاع‌های درون دربار کشته شده بودند و خاندان شاهی «بی مرد» شده بود. این زنان خاندان شاهی بطور موقت و از روی ناچاری برای مدت کوتاهی به شاهی گمارده شده بودند تا برای معضل مهم و حیاتی «نبودن مرد» راه حلی پیدا شود. با اینکه در نهایت تصمیم بر آن می‌شود که نوه خسرو پرویز یعنی یزدگرد سوم به شاهی نشانده شود؛ اما سرنوشت تلخی برای آزرمیدخت رقم می‌خورد. رستم فرخزاد که بعدها یکی از فرماندهان سپاه ایران در جنگ با اعراب شد، به آزرمیدخت تجاوز می‌کند و سپس او را کور می‌کند و می‌کشد.  

بنگرید به : رجبی، پرویز، هزاره‌های گمشده، جلد پنجم، تهران، 1382، صفحه 395 تا 402

 

پژوهش های ایرانی


[ یکشنبه 92/9/10 ] [ 11:26 عصر ] [ سیاوش امیرشاهی ] [ نظرات () ]

یکی از دستورات و رویه‌های نژادپرستانه فاشیسم و نازیسم آریاگرا عبارت است از قتل‌عام و نسل‌کشی معلولان جسمانی و عقب‌افتاده‌های ذهنی، و یا دستکم طرد و حذف آنان از جامعه با این توجیه که این عده اشخاص پلید و ناپاک و مضری هستند که می‌توانند مانع رشد و ترقی و اعتلای «انسان برتر» و «نژاد برگزیده» شوند.

نازی‌های ملی‌گرا تلاش کردند که خلوص خون و نژاد آریایی را بوسیله برنامه‌های اصلاح نژادی، شامل عقیم‌سازی اجباری بیماران روانی و معلولان ذهنی و اعدام بیماران روانی بستری شده در آسایشگاه‌ها در قالب بخشی از برنامه مرگ آسان، حفظ کنند. (بنگرید به: «نژاد آریایی: بررسی چگونگی پیدایش و گسترش یک نظریه نژادپرستانه»).  

چنین دستورات و توصیه‌هایی در دین زرتشتی دارای سابقه است و احتمالاً از آن اقتباس شده است. به موجب فرگرد دوم متن اوستایی وندیداد، جمشید به فرمان اهورامزدا مأمور می‌شود تا انسان‌ها و دیگر موجودات آفریده اهورامزدا را نجات دهد و در یک سرزمین نمونه و آرمانی گرد هم بیاورد. چرا که قرار است هر شخص یا موجود دیگری بجز این عده به سرنوشت محتوم هلاکت دچار شوند. یکی از انواع گروه‌های انسانی که از راه یافتن بدان جامعه باز می‌مانند و حق زندگی و زنده ماندن را از دست می‌دهند، معلولان جسمی و عقب‌افتاده‌های ذهنی هستند. اعم از اشخاصی که قوز یا قد کوتاه دارند و یا دارای چشمان ضعیف و اندام شکسته هستند. چرا که مطابق با آموزه‌های دین زرتشتی، این انسان‌ها «داغ خوردگان اهریمن» (شیطان صفت) به حساب می‌آیند و لازم است تا از اجتماع تصفیه شوند.

اهورامزدا در بندهای 29 و 37 از فرگرد دوم وندیداد به صراحت و تأکید به جمشید هشدار می‌دهد که: «مبادا اینان بدان جایگه راه یابند».

با این حال نگارنده بعید می‌داند موبدان زرتشتی عصر ساسانی توانسته باشند این ایده آرمانی خویش را که به اسطوره جمشید نسبت داده‌اند، بطور گسترده به مرحله اجرا در آورند.


پژوهش های ایرانی


[ یکشنبه 92/9/10 ] [ 11:20 عصر ] [ سیاوش امیرشاهی ] [ نظرات () ]
 
گاتها , اعتبار گاتها , gatha گاتا

دلایلی یقینی وجود دارد که نشان می دهد گاتها شدیداً دچار نقصان گردیده است.[1] و از طرفی کسانی آن را مکتوب نمودند که هیچ اعتمادی به صداقت و راستی آنان وجود نداشت بلکه در واقع دشمنان زرتشت بودند. در ادامه، مواردی دیگر نیز ارائه می گردد که نشان می دهد گاتها دچار زیاده و اضافاتی نیز گردیده است.

در عصر حاضر موبدان زرتشتی خود را از توجیه بخش عظیمی از آموزه های کتاب مقدسشان ناتوان دیده اند، لذا مدعی شده اند که این متون تاریخی و عقیدتی (و حتی بخش هایی از اوستا و متون پهلوی) توسط عده ای خائن و حتی کسانی که دشمن زرتشت بوده اند، نوشته شده اند. این افراد با نسبت دادن خیانت و دروغ به شخصیت های تاریخی و حتی رهبران زرتشتی گری، ناخواسته سند گاتها را به نازل ترین و بی ارزش ترین درجه ی ممکن رساندند. چه اینکه یقیناً نویسندگان و مکتوب کنندگان گاتها، نبودند مگر همانانی که موبد کوروش نیکنام برای توجیه یک مسئله ی جزئی آنان را خائن و دشمن زرتشت نامید! [2] در نتیجه کتابت و بازنویسی اوستا و از جمله گاتهای اوستا در عصر اشکانیان و ساسانیان به دست دشمنان زرتشت رخ داد لذا هیچ اعتمادی به عدم ورود اضافات به متن گاتها وجود ندارد. در ادامه روشن می شود که دلایل زیادی بر وارد شدن متون بیگانه به متن گاتها موجود است. از جمله : ادامه مطلب...

[ یکشنبه 92/9/10 ] [ 10:38 صبح ] [ سیاوش امیرشاهی ] [ نظرات () ]
caspian sea , دریا

بر همگان روشن است که در سالهای اخیر ، امریکا و انگلیس و برخی دولت های اروپایی با کشورهای حاشیه ی خلیج همدست شده اند تا نام خلیج را از « فارس » به خلیج عربی تغییر دهند و اکنون در بسیاری از نقشه های جغرافیایی و حتی برخی سازمان های بین المللی نام خلیج عربی مورد استفاده است. و نیز یافت می شوند کسانی که هر از چند گاهی به همراه دلبران خویش به ملخستان – دبی – رفته و از رانندگی در « شارع الخلیج العربی » بسی لذت می برند. اما اگر در حضور آنان نام خلیج عربی بر زبان آورده شود، رگ های گردنشان برافروخته، از منافذ سرشان دودی غلیظ بر می خیزد. لیکن در محضر این عزیزان غیرتمند اگر صد مرتبه نام دریای خزر را بر زبان آوریم، دود که هیچ، اکسیژن نیز در بدن مبارکشان تکان نخواهد خورد و چه بسا لبخندی به لطافت لحظات حضورشان در ملخستان بر لبهایشان نقش بربندد. با اینکه روشن است خزرها قومی بودند نه ایرانی و نه چندان مؤدب و محترم. و در گذر تاریخ زحمتی به جز قتل و غارت مردم ایران نداشتند. حال پرسش ما این است، خلیج عربی کفر است و دریای خزر ایمان ؟ یک بام و دو هوا ؟ لیکن هستد کسانی که آگاه به این مسئله نیستند. لذا روی سخن ما به سوی باستان گرایان افراطی است که می دانند و سکوت می کنند...

خزرها که بودند ؟ ادامه مطلب...

[ دوشنبه 92/9/4 ] [ 10:25 صبح ] [ سیاوش امیرشاهی ] [ نظرات () ]


.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

به نام خداوندگار ، سرزمینمان ایران نقاط تاریک و روشن فراوانی دارد. آنچه ما در این وبلاگ در پی آن هستیم بیان حقایقی است که کمتر بدان پرداخته شده است. فراموش نکنیم که شناخت درست گذشته چراغ راه آینده است. نباید خود را فریب داد. حقیقت را باید گفت گرچه بر ضرر ما باشد.
امکانات وب